رضا پيشرو

من مردمو غيرت دارم مثل بعضيا نيستم كه قيمت دارن!

کرس :

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

 

ورس اول :

با اندیشه ای قوی / حرفای کلمات من تو حرکت واسه رپ فارسی برکته

عظمته دوستیه ما تو پنج قاره / همواره قابه و چنگالش

اگه اشکال میگیرم از طرز رپت حق منه / یه بار تو اوج قله بزنم به بدنت / که هر دفعه هدفت نره از هر دفعه مگه سخته / چرا اون نمیخواد دست بزنه هرگز در به دره / اگه واسم عمو هست و مسلطم / کفشه منه پوتین واسه آدمای معلقم / هر کی هر چی میدونه میگه میره / پروانه از پیله میره میریم دم در خوبی

 حضور ما یه نویده  / همه چی معلوم و سریع یه بار  فکر نکن به دلیلش خدا میگه به من میشه / ببند نیشت سعی نکن باشی پسری زشت . پسری زشت ...

 

کرس :

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

 

 

ورس دوم (ساتراپ)

تو کارات مثله بازیه گربه و کامواست شده گنده ساتراپ / چون این یخ دیگه  آب شده سالهاست

بیا زیره بالها چون ماشینه کثیفم میره کارواش /  بعضی ادمها مثله پاندان / باید به همه یه حسه خاص داشت

میگن مثله ما نیست میگم مثله مان باز / نمیدونن هفت اژدها بین ما باخت

نمیدونن میرن عین ما راه / روی اسفالت / از تریپ ما تا حالا

نگاها روی ما باز / نگاها سوی ماست داش

ادامه ورس دوم (امید قدر)

داستانه ما یه قلست که تو بالا رفتنش موندیم محرض

پس داستانه ما یه فرجست،که به تو میگه بدونی بردن

طفلی باختو زودی دور زد / کلمه ها مثله قولی گندن

زندگی برده توی بنبست / برده توی بنبست

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:51 توسط مازيار| |

کرس :

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

 

ورس اول :

با اندیشه ای قوی / حرفای کلمات من تو حرکت واسه رپ فارسی برکته

عظمته دوستیه ما تو پنج قاره / همواره قابه و چنگالش

اگه اشکال میگیرم از طرز رپت حق منه / یه بار تو اوج قله بزنم به بدنت / که هر دفعه هدفت نره از هر دفعه مگه سخته / چرا اون نمیخواد دست بزنه هرگز در به دره / اگه واسم عمو هست و مسلطم / کفشه منه پوتین واسه آدمای معلقم / هر کی هر چی میدونه میگه میره / پروانه از پیله میره میریم دم در خوبی

 حضور ما یه نویده  / همه چی معلوم و سریع یه بار  فکر نکن به دلیلش خدا میگه به من میشه / ببند نیشت سعی نکن باشی پسری زشت . پسری زشت ...

 

کرس :

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

پیشه رو ترین راهه دورو / تو بهترین راهی / تو بهترین ناجی

خدا با ماست / حتی تو پاییز/ اطرافه مایی مام در حاله کاریم

 

 

ورس دوم (ساتراپ)

تو کارات مثله بازیه گربه و کامواست شده گنده ساتراپ / چون این یخ دیگه  آب شده سالهاست

بیا زیره بالها چون ماشینه کثیفم میره کارواش /  بعضی ادمها مثله پاندان / باید به همه یه حسه خاص داشت

میگن مثله ما نیست میگم مثله مان باز / نمیدونن هفت اژدها بین ما باخت

نمیدونن میرن عین ما راه / روی اسفالت / از تریپ ما تا حالا

نگاها روی ما باز / نگاها سوی ماست داش

ادامه ورس دوم (امید قدر)

داستانه ما یه قلست که تو بالا رفتنش موندیم محرض

پس داستانه ما یه فرجست،که به تو میگه بدونی بردن

طفلی باختو زودی دور زد / کلمه ها مثله قولی گندن

زندگی برده توی بنبست / برده توی بنبست

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:45 توسط مازيار| |

اینترو :

ما فرمانروای دریاها هستیم،ما برای روشنایی هستیم و خواهیم بود

ما برای زلال کردن آدمدیم

همراهه ما بیا

 

ورس اول :

از عرشه ی کشتی تا اینجا ماورای آبو شناختیم/دوست داریم با سفیدا باشیم میگی چی بوده رازه معماریت

اگه بشه بجا توبه تو من گفت

با تو یکی شد و شد غم بام

میگی سنبله صدا تو تن کن / چه قشنگ شده شعرامو رنگ کن

همیشه عاشقتم،وایمیسی جلو راهه ستم / منو زندگیه ناقصه من و نا خدا دیوونه جاهلو مست

کارای باطنو من میدم هدیه بت کاملو مهو / یه راهه بلند, دست بده جای جنگ با یه کلنگ

 

کرس :

بهترین،بگذریم،خواستم امشب این اهنگو بشنویم

این بهترین،بگذریم،خواستم امشب این اهنگو بشنویم

انبوهه جاودانه ها میگه درونه ما فاله ماست / درونه ما جامه نابه پس کوچه آه ناله هاست

 

ورس دوم :

ببین نورو مشکلاتو دور کن زندگی رو بو کن

اگه میخای بگیر اونو نگاه کن به بیرونو خورشید

حالا تو بردی حالا تو بردی  حالا

ببین نورو مشکلاتو دور کن زندگی رو بو کن

اگه میخوای بگیر اونو نگاه کن به بیرونو خورشید حالا تو بردی حالا تو بردی حالا

 

پل :

مثل ما باش و بین همه باش رو لبه ماهه کلماته سره پا

قصه ها باز شد بین همه راه رو رگه ماهه کلماته رپه فارس

 

ورس سوم :

میگن روپات وایسا تو تا بشی مرد

یه ایرانی که همه چیز رو واقعی کرد

من نوره خورشیدو از سایه دیدم

اگه بازتابه دیدم باشه آسمانه بی غم میرم

تو اوج تاریخ و باستانو دینم با خدام پس آسمانو زینت

دیدم مردمی که تو پاسگاه ها گیرن

بیحق دنباله پول آسمانو زیور میگن

از عرشه ی کشتی تا تا اینجا ماورای آبو شناختیم

:هیچی ندیدیم تو ریسکی زمینی تو لیسته آدمهام یه توریستی پلیدیم

به تو گفتم من سره حرفو از صبح مستو بت یه زره بر خورد

پس بلند شو حرکت کن،تا خدا هم وا کنه درهای برکت رو

،تا خدا هم واکنه درهای برکترو،تا خدا هم وا کنه درهای برکت رو

 

کرس :

بهترین،بگذریم،خواستم امشب این اهنگو بشنویم

این بهترین،بگذریم،خواستم امشب این اهنگو بشنویم

انبوهه جاودانه ها میگه درونه ما فاله ماست / درونه ما جامه نابه پس کوچه آه ناله هاست

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:35 توسط مازيار| |

کرس :

 

یه صدایه نور از قانون گفتش شب شد ماه باز اون بالا قرصه ... او او او

بزار آسمون از بارون پرشه دربیاد آفتاب باز بشه غنچه ... هه

یه صدایه نور از قانون گفتش شب شد ماه باز اون بالا قرصه ... او او او

بزار آسمون از بارون پرشه دربیاد آفتاب باز بشه غنچه ... هه

 

پیشرو آ مطلبه حق

 

ورس اول :

درود به خدایی که سنجیده چید

طبیعتی که در حال تغییر ریتمه

رویاهاتو به تو سنجیده میگه

اونقدر سبکی که رو ابر میشینی

بعد نفس خودتو می بینی

دنباله کلیدی می بینی

قفل بازه بی کلید

بعد میری به جایی که تعطیلی نیس

می گیری دنیارو بعد میمیری

 

 

کرس :

یه صدایه نور از قانون گفتش شب شد ماه باز اون بالا قرصه ... او او او

بزار آسمون از بارون پرشه دربیاد آفتاب باز بشه غنچه ... هه

یه صدایه نور از قانون گفتش شب شد ماه باز اون بالا قرصه ... او او او

بزار آسمون از بارون پرشه دربیاد آفتاب باز بشه غنچه ... هه

 

(اون روز روزه سختی بود و من عمرم گذشت و من خوش بختم)

 

ورس دوم :

هوا سرد بود

تیر می کشید تو زمستونا دندون

خیابونا واضح نبود از دور

سایه ها می ترسن از نور

تویه جنگله انبوه

ارواح مست میشن از بو

من روحم و رد میشم از چوب

تو نموند تو ساله هر روز

که دریا هرچه داریم از اوست

 

 

کرس :

یه صدایه نور از قانون گفتش شب شد ماه باز اون بالا قرصه ... او او او

بزار آسمون از بارون پرشه دربیاد آفتاب باز بشه غنچه ... هه

یه صدایه نور از قانون گفتش شب شد ماه باز اون بالا قرصه ... او او او

بزار آسمون از بارون پرشه دربیاد آفتاب باز بشه غنچه ... هه

 

ورس سوم :

خدا کاری کنه به بنده دنیا به ما دل ما دل

وقتی قرنه رویا دنایه چاپه چاپه

مثه  هرکسی که یه دونه قلاب باکل باکن

دنیایه مجانی میشه دنیایه عاشق عاشق

 

اوترو :

تا پایان خیلی راهه مرد تا برسی به ایستگاه بعد
نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:31 توسط مازيار| |

کرس :

تو دنیایه رنگیه تو تلخی نبود ... اووو اووو

خدا بود و رنگین کمون

نشون دادی قصره درون رو به من

عاشقتم

نشون دادی قصره درونو به من

شاهده درد

 

ورس اول :

 

چشمایه تو شهره منه نگاهم به لبت

همه چی بده اگه منجمد شه قلبه گرمت

حواسم جمع جمع به روزایه تلخ و نحسه

تو مثه نوته نوازنده کردی دردو لمسش

وقتی مشکل تو اخمه من یا یه حرفه بده

می خوام آرومت کنم و بکشم دس به سرت

تو همونی که می خواد پا به پایه من به جنگه شاعرانه حرف بزنه

با صدای نبض لسه

با خنده حله ما میریم به سمته سطح صحنه

بعد ذره ذره میرسیم به سقفه صحنه

واسه زجره گنجه که هی میریم سمته مغرب سمت مشرق

وظیفه امون قتله مرگه

 

کرس :

 

پس نگو اگه اگه اگه عشق فرزانه تو قلبه قلبه منه

پس نگو اگه اگه اگه اسمت همواره رو لبه منه

تو دنیایه رنگیه تو تلخی نبود... اووو اووو

خدا بود و رنگین کمون

نشون دادی قصر درونو به من

عاشقتم

نشون دادی قصر درونو به من

شاهده درد

( من از خدا خواسم اونم تورو به من داد )

 

ورس دوم :

 

شب عمله جراحی تو و ادامه عدالت

زیره بارون چه زیبا بود مجزه ی خداوند

تو زنده موندی داشتم حسه خوبی

رفتیم خونه مامانه من اوله غصه بودیم

چشه من و تو هیولا بود می دید همون جا

نمی ریم تو همون خواب

نمی دیم به خزون باج

تو گلوم باد میکردم تو منو ببخش

من دوست دارم به همه بگم که

 

پل :

معجزه معجزه تویی

عشقه اول و آخره من

همدم و باور منه

 

عشقه اول و آخره من

همدم و باور منه

 

پس نگو اگه اگه اگه اسمه فرزانه تو قلبه قلبه منه

پس نگو اگه اگه اگه اسمت همواره رو لبه منه

پس نگو اگه اگه اگه پس نگو اگه اگه اگه اسمت همواره رو لبه منه

 

پس نگو اگه اگه اگه پس نگو اگه اگه اگه

 

اوترو :

بزار خیلیا اینو بشنون شاید باید اینو می گفتم

 

کرس :

 

تو دنیایه رنگیه تو تلخی نبود... اووو اووو

خدا بود و رنگین کمون

نشون دادی قصره درون رو به من

عاشقتم

نشون دادی قصره درونو من

شاهده درد

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:25 توسط مازيار| |

اینترو :

با قدم هایی سفید سال ها پیش تو مدرسه  آقا معلم از راه میرسید

 

بچه ها به درسا میرسید به نتیجه بعد سرما میرسید

 

حالا ما شدیم چند آینه پیر / دنیا به تو میگه چند داری به جیب

میمونی تو بازی اگه حرف داری بگی /  وجود خدا رو در بازی ببین

 

 

کرس :

دنیا رو گشتیم با خدا / عشق زمینی رسید تا کجا

باد خنک در بالکن باز / روح گرمو داریم پس حال کن باز

 

 

ورس یک :

ما میجنگیم با زندگی و بی رحمیش

اگه نگا کنی رو کلمه

بیاری منو رو به روی خودت و میبینی و میفهمی

داریم جلو میریم بیش از پیش

همه میشن پیر

وقتی که خودمون تو قلب این گنجیم

هیچی نیست . تو هم داری غم بی دردی

انسان ماورای همه بعد خداوند بعدما زنده برای این هستیم

 

کرس :

دنیا رو گشتیم با خدا / عشق زمینی رسید تا کجا

باد خنک در بالکن باز / روح گرمو داریم پس حال کن باز

 

ورس دوم :

(رقبا براشون دعا کن)

رقبا : هر کاری میکنم به هدفت نرسی

خدا به تو منو داده داری هر دفعه غم چی ؟

تو یه ناخدایی داری یه کشتی با بادبانش

با خدایی داری یه عشقی تا پایانش

با آرامش ما ها نمیشیم منتظر پاداشش با روح جاودانه

هر روز داری مشغول کار تو کارگاهش

حتی اونی که پیرهنش میده بوی گاو دائم

 

کرس :

دنیا رو گشتیم با خدا / عشق زمینی رسید تا کجا

باد خنک در بالکن باز / روح گرمو داریم پس حال کن باز

 

پل :

بیا با هم دیگه بال دراری سعی کن توی این راه نبازی /

  اگه با خدا نباشی تو بدترین آدمایی /

از بالا بالا ها ببین دریارو / وقتی که بال در آوردی پرواز کن

کوهستان و برفو باد و کولاک و رد کن

کوله بارو جمع کن

رد کن طوفان و رعد و رعد و رعدو ........

نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:24 توسط مازيار| |

اینترو : هیچ چیز اندازه اتحاد ارزش نداره به وسیله ی خداوند کار تو انجام می گیره

 

کرس :

دوباره دستا رو هم دنیا رو فتح کن / فریاد هم شیم واسه هم نوع

دوباره دستا رو هم دنیا رو فتح کن / دوباره

 

 

رفیق

 

باشه ساله نویی جاوید /  بیداریم یا خوابیم

حاله نویی داریم / رفیق گاهی تویی شادی

خط اتحاد میرسه به جایی نویی عالی /  تو فرودگاییم یا تو اوج غروباییم

کنارهم تو رپ تو ساله فروزانیم / پیشرفتو می بینمو ما هر دوره رو کارییم

ما تو راهییم /  ما پیاده هم هوای همو داریم

اگه بشه هوا تاریک /  کلامه شبو داریم

طلایه رپه جاوید /  که میاد از حقه خالی

تو هر صورت نفس ما میدونه و اشکه جاریش

همه چی هماهنگ تو موسیقی و ملودیشه / رپه ما در آمدش برابر با هزینه توریستیه چک و چینه

بزودی میوه میده / هرکی تو باغ بود با ما می چینه میوه

با دیده دیگه رپ فارسی ایده میده / قلم می نویسه پسر این یه بیسته

 

کرس :

دوباره دستا رو هم دنیا رو فتح کن / فریاد هم شیم واسه برایه همو نوع

دوباره دستا رو هم دنیا رو فتح کن / دوباره

 

دوباره دستا رو هم دنیا رو فتح کن /// فریاد هم شیم واسه برایه همو نوع

دوباره دستا رو هم دنیا رو فتح کن / دوباره
نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:13 توسط مازيار| |

کورس یک

من دوست دارم که تو با ورق و قلم من / از دست ترس فرار کنی نیاد نفست بند

مثل نابغه ها که کار میکردن بقل من / اصلآ نمی خوام تو رو بکنم از هدفت پرت

فقط چرا باید این حرفا بهت هر دفعه زد / که تو نباید استفاده کنی از رخت (؟) زرد



اگه لازم باشه ضایعت میکنم وسط جمع / که اگه نکنم بعد پا میشی یه علف هرز

تو اینجا اصلآ سعی نکن که بشی نسخ بنگ / به وجود بیار از کار زیادت ترک دست

بذار از کلماتت بیرون بیاد نفس مرگ / فقط واسه ی دشمنات نسازی قفس مرگ

یاد بگیر گنده شدی بیرون بیای از در تنگ / اینو یاد بگیر از رودخونه و سفر برگ

ما آدما هر چی میکشیم بوده از دست چپ / پس همش بجنگ با سایه های وسط شب

کروس اول

سیانور نخـــــــــــور خودتو نکــــش / کودک درون رو بیرون کن از خود

اینجا دبیرستان نـــــــــیست / تو هم قربانیه همون امضـــــــــایی (2)

ورس دوم

من اون حرفا رو بهت زدم تو هم رفتی تو فکر / ولی گفتی بذار فراموش کنم هرچی بودش

پس کرک خوبه واسه داشتن جسم فرسوده / این یه اثر (؟) دوره در رسیدن به محدوده

نه نه نه ... هممون میگیم اولش بلدم / حداقل تا دمه خط برو بعد بگو برندم

من که خوب با زر ورق نرسیدم به هدفم / شده بودم یه مترسک وقتی دیدم نسخم

زمین خوردنه پله ها رو ده تا ده تا بالا رفتم / من اعصاب معصاب نداشتم بعد چند سال گشتن

به دنبال حقیقت فقط غبارش فریبم داد وقتی شبا هم وا (؟) پس شد من دوباره ترسیدم

دوباره خزیدم رو زمینو دیدم دوباره همینمو ادامه بدم میشم دچار شبی سرد

من لگد اصلآ نمی خواستم بزنم به بختم اگه بدنم نمی لرزید من همین بود انگل

کروس دوم


سیانور نخـــــــــــور خودتو نکــــش / کودک درون رو بیرون کن از خود

اینجا دبیرستان نـــــــــیست / تو هم قربانیه همون امضـــــــــایی (2)

ورس سوم

باید دستم خشاب باشه واسه جنگ جهانی / تو میگی بیا امتحان کنیم از بنگ حوالی

من که مزرعه رو کشیدم الان یه کله خرم / اونقدر دیوونم که میتونم برم به جنگ پلنگ

چنگ میندازم به صورت شیر جنگل شرف / تو چی کار میکنی ؟ می دونم داری مشغله همش

روزاتم یکی از یکی دیگه مسخره ترن / ولی مشکلی نیست چون من هنوز دستمه قلم

همونیم که خیلی کلمات تو دفترش هست / ولی الان همه مشکلامو با اسلحه زدم

بعضیاشون نیمه جون بعضیا هنوز میکشن نفس / ولی در اصل همین بسته واسه اول نبرد

چون جونه من در معرض خطر مشکلاته / بکشم کنار ؟ دنیا از اولشم کشته داده

منم یکیشو من کشته میشم یا کشته میدم / منظورم جنگ با افکاره بده میگیری چی میگم ؟

کروس سوم

سیانور نخـــــــــــور خودتو نکــــش / کودک درون رو بیرون کن از خود

اینجا دبیرستان نـــــــــیست / تو هم قربانیه همون امضـــــــــایی (2)
نوشته شده در دوشنبه بیستم دی 1389ساعت 23:7 توسط مازيار| |

داد بزن (پيشرو)
می خوام عوض بکنم رنگ شب رو
دیگه نمی خوام بزنم حرف جنگو
می دونم داری می شنوی حرف من رو
امشب به تو می زنم حرف قلبو
دستام یخ زده گم شو بهت نیازی نیست
تو باید درس بخونی بگیری ریاضی بیست
می خوام تو مسیر تو دیگه راه نرم بیخود
امشب حس می کنم راحتم بی تو
یه روز می گی رضا می گم کاملا دیر شد
بشین پایه ی ماهوارتون داد بزن پیشرو
امشب قسم می خورم تو با هیشکی
خوش بخت نمی شی بی من هیچی نیستی
مثل سگ می دویی دنبال رد پای من
اما ندو باید بسازی با زجه های شب
چون هنوزم تو می ترسی از نگاه من
همونجا بمون تا بشی خسته پای در
در باز نمیشه میفتی به دست و پای من
می گی رضا بیا پیشم رضا تو رو خدا نرو بمون اینجا
یه بار دیگه می گم
من تصویر بی نقاب تو رو دیدم
می خوام عوض بکنم رنگ شب رو
دیگه نمی خوام بزنم حرف جنگو
می دونم داری می شنوی حرف من رو
امشب به تو می زنم حرف قلبو
دیگه بیدار نشو با صدای من از خواب
منم فکر می کنم که بودی یه طرفدار
حالا خوب یا بد رضا رو از دست داد
منم دیگه نیاز ندارم به پرستار
اصلا نترس چون نمی رم من از حال
رضا زندس چون نمی میرن اشعار
دیگه رو گونه هامم نمیشینن اشکام
ببین تو رو تو خوابم نمی بینم حتی
تو یه پس فطرتی دزد شهرت
اسمته از این به بعد تف به شعلت
همینم واسه ی تو یه مزد گندس
دیگه باید عشق من گم شه محرض
من خدای توئم آره سجده کن پس
دیدی که تو مخت نمی گنجه بن بست
تو بدون من جات هیچ جا نیستش
بن بست جایه توئه اینجا نیست
که دیگه پیش من موندن
بیخودی ندو چونکه من می کشم اون ور
تو زمین می خوری و بی دلیل می دویی
بیش از این می بری هیچوقت نمی رسی
واسه همینم میبری
می خوام عوض بکنم رنگ شب رو
دیگه نمی خوام بزنم حرف جنگو
می دونم داری می شنوی حرف من رو
امشب به تو می زنم حرف قلبو
همه ی رویای من با تو نقشه بر آب شد فکر طناب کن
باید دار بزنی خودتو الان تو
چون چیزی نداری برای از دست دادن
همه زندن که قابل مصرف باشن از من باشن
اما تو نیستی اینقدر دو رو بودی که خارج از لیستی
خواهشا هیچکی تو کارم دخالت نکنه
نگین که این عوضی باعث خجالت نشده
نه بابا این عوضی باعث شکایت نشده
شنونده من ساکتم اهانت از توئه
میام بیرون از این بحث گوش کن از این پس
ساکت می شینی و جیک نمی زنی
اصلا چرا یه گیتار با پیک نمی خری
برو پاپ بخون مگه جیغ نمی زدی تو سر من
که رضا صدام قشنگه
بخون ولی بپا که یه جاش نلنگه
چون کسی مثه من بالا سر تو نمیاد
می خوام پیشرفت کنی رضا غمتو نمی خواد
همونجا بمون تا بشه زیر پات علف سبز
وای چه بد که صدات هدر رفت
ازت متنفرم اسمتم عوض کن
چون بعد زمستون باید رد بشم من از تو
حیف وقتی که واسه تو تلف شد
گم شو عوضی ازت دارم تنفر
می خوام عوض بکنم رنگ شب رو
دیگه نمی خوام بزنم حرف جنگو
می دونم داری می شنوی حرف من رو
امشب به تو می زنم حرف قلبو


نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 17:6 توسط مازيار| |

به نام حق     به نام بزرگترین بزرگترین ها     به نام صلح     به نام برکت
به نام آزادی     به نام کسی که تمام کهکشان ها و زمین مال اونه      به نام خدا
 
تو بهترینی اگه باشی با خدا قوی شی
من چیزایی دیدم که شما ندیدین
با خدا غمی نی ما با دنیا جنگیدیم 
یه بار گفتم با خدا غمی نی
 
یک چشم داشته باش
با یک دل واژه واژه
جلو برو صادق واسه
خدا با صفاتی سالم آره
زندگی باتوم سازگاره 
مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
 
زیر آسمون در حال شکریم  
مگه میشه سایه بون
همواره بردیم تورو زیر سایه بون 
در امان از خورشید
زیر سایه بون   بون بون
 
هنوزنسیم صبح میوزه
من نزدیک خودشم که خدا هم اون چیزی رو که من هستم بهم ببخشه
ما جمعه شبا تخم طلا میکاریم تو خواب
که مرده هامونم نیستیم ما دزد دریا
تا الان برده فریاد میگم از قول غم ها
چون دست خطای رو ساحلو برده موج دریا
اما هر گاه به انبار گذشته میرم درهای فردا
به روم بسته میشه و میبینم تنهای تنهام
 
یک چشم داشته باش
با یک دل واژه واژه
جلو برو صادق واسه
خدا با صفاتی سالم آره
زندگی باتوم سازگاره  
مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
 
همیشه حالم خوب نی باید داد زد و جیغ؟ 
نه هرکی به آخر رسید ماتمو دید
مرد من مبارز رو دامنه ی کوهم ،اسیرم
اسیر چیزی که تو نبودی بودم عزیزم
فهمیدم همه ی آدم ها اونقدر کثیفن
که تو سیاهی غرق میشن و روزم ندیدن
همیشه هم مست زندگی ام تا قلبم میزنه  
چون عطر همین لحظه منو تا خلوت میبره
 
یک چشم داشته باش  
با یک دل واژه واژه
جلو برو صادق واسه
خدا با صفاتی سالم آره
زندگی باتوم سازگاره
مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق
 
زیر آسمون در حال شکریم 
مگه میشه سایه بون
همواره بردیم تورو زیر سایه بون 
در امان از خورشید
زیر سایه بون   بون بون

آه   نابغه   آرمان   مثل همیشه کی اینجاس پسر کی بیتو زده ها؟  پیشرو


یک چشم داشته باش
با یک دل واژه واژه
جلو برو صادق واسه
خدا با صفاتی سالم آره
زندگی باتوم سازگاره
مانع های جلو راه چیزی نی واسه عاشق

نوشته شده در چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 17:5 توسط مازيار| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ

 فال حافظ - تبادل لینک - فروشگاه اينترنتي - قالب وبلاگ